سنت

 
حاجت دادن خلفا
نویسنده : محمدحسین - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳٠
 

و باز هم سلام

حیفم آمد که به این مطلب اشاره نکنم.

دیدید که مُرسی چگونه توسط خلفا

همانهایی که نامشان را در تریبون مملکت شیعه بر زبان آورد

حاجت روا شد

و ظرف چند ماه

جای او با حسنی مبارک عوض شد.

تا اینها باشند که

به هر کس و ناکسی تکیه نکنند.

خدا را شکر که خلفای اهل سنت

به این زودی اخوان المسلمین و مُرسی را حاجت روا نمودند.

گویا خود خلفاء با زبان بی زبانی به آنها گفته اند:

از ما پیروی نکنید. ما بیچاره تر از آنیم که شما میپندارید.

اگر چه اینان در ظلمت گمراهی خود تا جایی فرو رفته اند که

اینگونه حوادث نیز مایه ی عبرت آنان نخواهد شد.

 

 

 

 

بسوزند چوب درختان بی بر

جزا خود همین است مر بی بری را

تابعد...


 
 
شماره۹
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٢
 

وبازهم سلام

مطلب این جلسه جمع بندی ای است از مطالب جلسات قبل تا نتیجه ای که از این جلسات میگیریم متوجه شویم وبعد وارد بحث جدید شویم. اما باید عرض کنم که مطالبی که دراین جلسه اشاره می کنم همه راباسندهای متقن ومحکم درجلسات قبل اثبات کرده ام .

همانطور که درجلساتی که پیرامون امیرالمؤمنین درحدیث اهل سنت یعنی محمدبن اسماعیل بخاری صحبت کردیم مشاهده کردید ٬ این دانشمند باارزش برای اهل سنت دارای چه نقاط تاریک وهولناکی میباشد.

اینجا سؤال پیش می آید که چرا کتاب بخاری را دراین حد بزرگ کرده اند؟! گویی درزمان خود آنقدر که بزرگش کرده اند بزرگ وجلیل القدر نبوده است . بلکه این مدحیّات ومناقب برای او دراعصار مختلف ساخته وپرداخته شده است تاکتاب او ٬ تالی تلو قرآن قرارگیرد وبشود آنچه نبایستی بشود!!! تعجب

درحقیقت بخاری بزرگ شد تا جهان اسلام باروایاتش به فساد کشیده شود! هیپنوتیزم

ودرواقع همه ی اهداف کسانی که بااسلام مخالف بودند ومیترسیدند که عظمت اسلام همه جا را فراگیرد بابزرگ شدن بخاری وترویج افکار وروایات او به نتیجه میرسید!

بامطرح کردن بخاری وترویج افکار وعقایدبسیارفاسد او جهان اسلام ازرونق افتاد. نواصب وخوارج وصاحبان بدعت ٬ حدیثشان ترویج شد وسنت نبوی به مضحکه ی دیگران گرفته شد.

وقتی ظلمت جای نوررابگیرد ووقتی زهر جای دارو رابگیرد آنگاه است که به اسم اسلام افکار یهود ونصاری رابه خورد ِ مسلمانان میدهند. قتل وغارت وجنایت رابااسم تدیّن واسلام ترویج میکنند وشراب را حلال میشمارند وبه ترویج آن می پردازند و لواط راحلال میکنند و زنارانیز درقالبی از تفکر وتعمّق ومصلحت سنجی تبدیل به اجاره میکنند وپول بدست آمده از آن واستفاده از اجرت زنا راحلال میشمارند و...   هیپنوتیزمتعجب

اینان که خود را طرفداران دفاع ازسنت نبوی می دانند وقتی درزندگی درخشانشان تأمّل میکنیم مشاهده مینماییم که تمام زندگی آنها ضدّسنت نبوی بوده ودرحقیقت اقوال وافعالشان ترویج لامذهبی وبی تقوایی بوده است امّاخدامیداند که بااین اوصاف باچه آبرویی دَم از سنت نبوی می زنند؟؟؟ دلقک  

ما نمی دانیم که اینها دَم از کدام سنت نبوی میزنند که هیچ کس ازبرخی کلماتی که آنها به عنوان سنت نبوی نقل کرده اند وگفته اند سر در نمی آورد؟سوال

پیامبری که برایش شراب هدیه آورده میشود وسِحرمیشود ونمی فهمد که چه میگوید وچه کار  می کند و صحابه اش را به ناحق ناسزا ولعن میگوید وبه آوازدختران ِرقـّاصه درحالیکه عایشه رانیز بردوش گرفته است گوش میکند ولذت میبرد!!!!!  دروغگو

آیا این پیغمبرفرستاده ی خداست یا فرستاده ی شیطان است ؟؟؟؟ سوال

آیا کسی که ترویج این روایات رامیکندمستحق است که امیرالمؤمنین درحدیث اهل سنت لقب گیرد؟؟؟

امیرالمؤمنینی که فقیه نیست وفهم حدیثی ندارد وناصبی است ومنافق ودشمن اهل بیت پیامبرگرامی اسلام است وشاگردِافکاریهود ومروّج عقایدوافکار یهود ونصاری است وبااین همه امیرالمؤمنین درحدیث لقب داده میشود؟؟؟!!!

عصبانی عصبانیعصبانیعصبانی

درحقیقت حکام وخلفاء ٬ بهترین راه برای رسیدن به اغراض خاص خود را در بزرگ کردن صحیح بخاری و ترویج روایات او دیدند زیرا دراین کتاب هرچه می خواستند بود ازمناقب یزید گرفته تا تخریب وجهه ی پیامبرگرامی اسلام وترویج شهوترانی ولهو ولعب بارنگ وبوی سنت نبوی واسلام!!!  خوشمزه

آیا چیزی بهترازاین کتاب میشود یافت که وسیله ای برای رسیدن به اهداف زشت وپلید آنان باشد؟! قطعا ً آنان نیز درانتخاب خود بسیاردقت کرده وبهترین گزینه راانتخاب کرده اند!!!

                               تابعد....         

 


 
 
شماره۸
نویسنده : محمدحسین - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱٥
 

بازهم سلام

آخرین مبحثی که پیرامون بخاری میخواهم مطرح کنم وامیدوارم که این بحث بتواند دید درست ودقیقی از تفکر واعتقاد بزرگترین محدث عالم اسلام وامیرالمؤمنین درحدیث اهل سنت رابه شماعرضه کند ٬ جریان موضع گیری او دربرابرحضرت علی بن ابیطالب میباشد. وبعدازاین بحث به سراغ بقیه ابحاثی میروم که به شماوعده داده بودم که درباره آنها صحبت کنم. امیدوارم که خداوندمتعال یارویاورمان باشد زیراجزحق برزبان نیاوردم وجزنیکی وخیربرای دیگران نخواستم.

همانطورکه میدانید جمهورعلمای اهل سنت براین باورند که یک فردمسلمان بایستی معتقد به تربیع در خلافت بعدازپیامبر گرامی اسلام باشد ( تربیع دراعتقادبخلافت یعنی خلفاء بعدازپیامبر را ابوبکروعمروعثمان وعلی بن ابیطالب بدانیم وتثلیث دراعتقادبخلافت یعنی علی بن ابیطالب راازبین خلفاء بعدازپیامبر حذف کنیم) وهرکسی که چنین اعتقادی نداشته باشد سنّی نیست.

بااین حال مشاهده میشود که جناب محمدبن اسماعیل بخاری ٬ این محدث ارجمند اهل سنت عقیده ای خلاف این اعتقادرا دارا میباشد ودراین مسأله به چیزی معتقد است که بنابرنظرعلمای اهل سنت ٬ بااین اعتقاد صاحب بدعت شمرده میشود ومخالف عقیده ی جمهور ومنکرضروری ٬ درقول به تربیع است.

ابتدابهتراست کلمات بزرگان اهل سنت درباره منکرین تربیع رابیان کنیم تاهمه چیز آشکارشود.

قال ابن معین: مَنْ قالَ أبوبکروعمروعثمان وعلی وعَرفَ لِعلیّ سابقتُهُ وفضْلهُ فهوَصاحِبُ السّنّة

ترجمه: صاحب سنت وسنّی کسی است که درموردخلفاء بعدازپیامبراسلام بگوید ابوبکروعمروعثمان وعلیّ به ترتیب خلیفه بوده اند وبرای علی بن ابیطالب سبقت اودراسلام وفضایلش را اعتقادداشته باشد.

الإستذکار ٬ابن عبدالبرّ٬طبع دارالکتب العلمیّة٬جلد۵ صفحه۱۰۸ 

الوافی بالوفیات ٬ طبع دارإحیاءالتراث٬ جلد۲ صفحه۱۸۰ 

 

قال أحمَد: مَنْ لمْ یُرَبّعْ بعَلیّ فی الخلافة فلاتَناکحُوه ولاتُکلمُوهُ

ترجمه: هرکس معتقدبه این نباشدکه علی بن ابیطالب چهارمین خلیفه بعدازپیامبراسلام بوده است پس بااوازدواج نکنید وبااوسخن نگویید.

المغنی ابن قدامة٬ طبع بیروت٬ جلد۷ صفحه۳۷۹

شرح الکبیر٬طبع بیروت٬ جلد۷ صفحه۴۷۲

طبقات الحنفیة٬ طبع مصر٬ جلد۱ صفحه۴۵ 

 

قال أحمَد:مَنْ لمْ یُرَبّعْ بعَلیّ فهوَ أضَلّ مِنْ حِمَارأهْلِه  قهقههقهقههقهقههقهقهه

ترجمه : هرکس معتقدبه این نباشدکه علی بن ابیطالب چهارمین خلیفه بعدازپیامبراسلام بوده است پس او    از الاغ خانه اش هم گمراه تر است.

تشویقتشویقتشویقتشویق

منهاج السّنّة طبع رشادسالم٬ جلد۴ صفحه۴۰۲        

منهاج السّنّة طبع رشادسالم٬ جلد۸ صفحه۲۴۳  

حال بهتراست عقیده ی بخاری رادراین ارتباط مشاهده کنیم:

شاهد اوّل بر نصب بخاری 

عن ابن عمر: قال: کنّا فی زمن النبی (ص) لانَعْدِلُ بأبی بکرأحدا ً٬ ثمّ عمر ٬ ثمّ عثمان! ثمّ نترُکُ أصحاب النبی(ص) لانفاضِلُ بینهم

ترجمه: ابن عمرگویدکه ما درزمان رسول خدا هیچ کس رابعدازابوبکروعمروعثمان براینها ترجیح نمیدادیم! وبعدازاینها بقیه ی صحابه رسول خدارا رهامیکردیم ومیگفتیم که به جزاین سه نفر بقیه ی صحابه باهم برابرند.

صحیح بخاری کتاب المناقب ٬باب مناقب عثمان٬ طبع باموق استامبول٬ جلد۴ صفحه۲۰۳

 

ابن معین دانشمندبزرگ اهل سنت درباره این افراد که معتقد به این حدیث هستند کلام بسیار زشت وتند و زننده ای زده است وابن عبدالبرّ ضمن تصریح به این مطلب درکتاب استیعاب خود به علت این حرف تند وزننده ی ابن معین اشاره کرده است که:

لأنّ القائلَ بذلِک (الحدیث) قدْ قال بخِلافِ مَااجْتَمَعَ عَلیْه أهل السّنّة مِن السّلفِ والخلف مِن أهل الفقه والأثر

ترجمه: قائلین به این حدیث ٬ اعتقادی خلافِ اجماع اهل سنت ـ ازمحدثین و فقهاء ـ دارند.

الاستیعاب ٬طبع مصر٬تحقیق:محمدعلی بجاوی٬ جلد۳ صفحه۱۱۱۶

وبه همین خاطر ابن معین چنین کلام غلیظی درباره آنها گفته است.

ضمنا ًشُرّاح صحیح بخاری بسیاردرمانده شده اند وبرای فرار ازاین مشکلات نتوانسته اند راه حلی بیابند وبخاطرهمین ازجواب این سؤال که چرابخاری مخالف اجماع اهل سنت چنین حدیث دروغ وزشتی رانقل کرده وبه آن اعتقادداشته؟؟؟ تَفره رفته اند!!!

باشدتاروزقیامت خدابین ما وآنها محاکمه فرماید.

 

شاهد دوم بر نصب بخاری

بخاری علاوه برذکر این حدیث درکتاب خود درکتاب دیگرخود به نام تاریخ الأوسط (یا تاریخ صغیر) پرده ازاعتقادکثیف وزشت خود برداشته وعقیده ی تثلیث خود که همان اعتقاد به خلافت فقط ابوبکروعمروعثمان بعدازرسول خدااست رااینچنین آشکار میکند.

اودراین کتاب درضمن دوروایت ٬ بغض وکینه ی خودرا نسبت به حضرت علی بن ابیطالب ابراز وآشکارمیکند.

درروایت اوّلی که آورده چنین میگوید:

عَنْ ابْن وَهَب عَنْ یونس عَنْ ابن شهاب قالَ: عاشَ أبوبکر بَعْدَ أن اسْتَخلفَ سِنین وأشهُرا ً وعُمَر عَشَرَسنین حَجّها کلها وعُثمان إثنتَیْ عشرَة سَنة حَجّها کلها إلا سنتَیْن ومُعاویَة عشرین سَنة إلا أشهُرا ً حجّ حجّتین ویزید ثلاث سَنوات وأشهُرا ًو...

ترجمه: ......: ابوبکر۲سال وچندماه خلیفه شدو عمر ۱۰سال خلیفه شد وهرسال هم به حج رفت وعثمان ۱۲سال خلیفه شدوبه جزدوسال هرسال به حج رفت ومعاویه ۲۰ سال چندماه کمترخلیفه شد و دوبار به حج رفت و یزید هم سه سال وچندماه خلیفه شدو...

تاریخ الأوسط ٬طبع حلب٬ جلد ۱ صفحه۱۱۰

می بینیدکه دراین حدیث دوران حکومت علی بن ابیطالب را به حساب نیاورده است.

ودرروایت دوم پلیدی وبدذاتی وناجنسی خودرا به حدّی میرساند که تعبیر نواصب شام درمورد خلافت علی بن ابیطالب رابکار میبرد ومیگوید:

وُلِیَ أبوبکر سَنتَیْن وستّة أشهرووُلِیَ عُمَر عشرسنین وستةأشهر وثمانیةعشریوما ً ووُلِیَ عثمان ثِنتَی عشرة سنة غیراثنیْ عشریوما ً وکانتْ الفِتْنة خمْس سنین ووُلِیَ معاویة عشرین سنة ووُلِیَ یزیدبن معاویة ثلاث سنین وأشهر.

ترجمه: ابوبکر ۲سال و۶ماه وعمر۱۰ سال و۶ماه و۱۸روز وعثمان ۱۲روز کمتراز ۱۲سال خلافت کردند وفتنه هم ۵ سال طول کشید و معاویه ۲۰ سال ویزیدهم ۳سال وچندماه خلیفه شدند.

تاریخ الأوسط ٬طبع حلب ٬ جلد۱ صفحه۱۱۰

همانطور که مشاهده میکنید درروایت اول اصلا ً علی بن ابیطالب راجزء خلفاء بعدازپیامبر بحساب نیاورد وایشان را ذکرنکرد ودرروایت دوم تعبیری بسیارزشت بکاربرد ودوران حکومت علی بن ابیطالب را به دوران فتنه تعبیرکرد.همان تعبیر ناصبی های شام ازخلافت علی بن ابیطالب ٬که بخاری نیز پیرو ودنباله رو ومروّج مسلک آنها بوده است.       

سؤال؟! 

اگربخاری ناصبی باشد و جزءمبغضین علی بن ابیطالب بحساب بیاید چه مشکلی پیش می آید که من آنقدر برروی آن تأکید میکنم وآن راحُسن ختام بحث خوددرمورد بخاری قرارداده ام؟؟؟

جواب

طبق روایات صحیح ومتواتر اسلام بنابرنقل صحیح مسلم پیامبر اسلام به علی بن ابیطالب چنین فرمودند:

یاعلیّ! لایُبْغِضُکَ إلّا مُنافِق

ترجمه: یاعلی! بغض تورادرسینه نداردمگرشخصی که منافق باشد.

۱- صحیح مسلم٬طبع مصر٬تحقیق:محمدفؤادعبدالباقی٬جلد۱ صفحه۶۸ رقم۱۳۱

۲- مُسندأحمد٬ طبع بولاق٬ جلد۱ صفحه ۸۴

۳- سنن ابن ماجه٬ طبع مصر٬ جلد۱ صفحه۴۲

۴- سنن نسائی (المجتبی)٬ طبع اول مصر٬ جلد ۸ صفحه۱۱۷

۵- السنة ٬ ابن أبی شیبة ٬ طبع دارالفکر٬ جلد۷ صفحه۴۹۴

۶- السنة٬ابن أبی عاصم٬ تحقیق البانی٬ طبع المکتبةالاسلامی ٬ صفحه۵۸۴   رقم ۱۳۲۵

وصدها کتاب دیگر

 

وباتوجه به آیه کریمه: « إنّ المُنافقین لکاذِبون » اگرکسی منافق باشد دروغگوبودنش طبق نصّ قرآن ثابت است . حال:

{ بخاری ~ ناصبی ~ منافق ~ دروغگو }  میباشد.    

پس بخاری بزرگترین محدث جهان اسلام طبق سنت صحیحه ی اهل سنت منافق وطبق تصریح قرآن دروغگوست. تعجبهیپنوتیزمتعجبهیپنوتیزم

 

حال سؤال اینجاست که شخصی که ازلحاظ اعتقادی اصلا ً سنّی نیست وخلاف اهل سنت اعتقاددارد وطبق سنت نبوی منافق وبنابرتصریح قرآن دروغگوست چطور امیرالمؤمنین درحدیث اهل سنت شده است؟؟؟!!!

سوالمتفکرسوالمتفکر

درپایان این سلسله بحث بازهم حرفی راکه چندمرتبه تکرارکرده ام تکرارمینمایم که :

۱- به سندهای ارائه شده ازکتب اهل سنت حتما ً مراجعه نمایید تا حتی گمان ِ دروغ بودن این مطالب را نداشته باشید.

۲- این وبلاگ راازطریق وبلاگ خودتان یاراههای دیگر به دیگران ٬ بخصوص برادران اهل سنت بشناسانید.

 نظر هم یادتون نره

                                      تابعد....

  

   

 


 
 
شماره۷
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢٤
 

بازهم سلام

یکی ازعزیزانی که ازوبلاگ بازدیدکرده بودند سؤال کرده بودند که آیا شما طلبه هستید؟

عرض میکنم که من هرچه باشم مهم این است که طالب حقایق هستم وازاین اهمال کاری های برخی درمورد مذاهب بیزارم.

بازهم مثل همیشه میگویم که من به کسی نمیگویم که بیاوفلان مذهب را انتخاب کن وفلان مذهب رارها کن . من فقط میخواهم بگویم که عزیزان٬ مراقب باشیدکه مذهبی که انتخاب میکنید مملوّ ازتناقضات وابهامات ودروغها نباشد تادرروزقیامت اگرخدای سبحان ازشماسؤال فرمودکه چرافلان مذهب را انتخاب کرده اید جوابی قانع کننده برای پروردگارتان داشته باشید.

***********************************

جلسه قبل مشاهده کردیم که چطور بخاری خیرخواهی احمدبن حفص الکبیر عالم ودانشمند بزرگ شهربخارارا نپذیرفت وازآنجاکه خدا میخواهد که افراد دنیاطلب آشکارشوند بخاری آنچنان لکّه ننگی برآبروی خودگذاشت که سالهاست متعصبین ومدافعین بخاری نتوانسته اند این لکّه راحتی باآب زمزم هم پاک نمایند.

کافی است شمابه کتابهایی که پیرامون زندگی بخاری نوشته شده مراجعه کنید ٬ یابه چنین جریانی اصلا ً اشاره نمی کنند ویااگر اشاره کنند تهمت به دیگران میزنند که دیگران این جریانات راساخته اند واین ٬خود٬ عذر بدترازگناه است.

یعنی دانشمندان حنفی ومالکی وشافعی که نامشان رابرای شماعزیزان ذکرکردم وهمه هم ازاعلام اهل سنت هستند همگی به بزرگترین محدث اسلام دروغ می بندند؟؟؟؟!!!!

ومتأسفانه برخی مدافعین بخاری ٬باحمله وتهمت به دیگر مذاهب اسلام می خواهند مسأله را ماست مالی کنند. غافل ازاین که درعالـَم ٬ خردمند نیز وجوددارد واینها همه رامثل خویش می پندارند.

سؤال اصلی اینجاست که چرامحمدبن اسماعیل بخاری شهرت طلب ودنیاخواه شده بوده است که قبل ازرسیدن به مقام فتوا٬ فتوا می داده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وچرابخاری ادعاهایی داشته که فاقد آن چیزها بوده واین روحیه ازکجا به بخاری منتقل شده است ؟؟؟؟

سومین استاد محمدبن اسماعیل بخاری

اسحاق بن سلیمان (شمَخْصَة)

ابن عُدیْ دانشمند رجالی بسیاربزرگ اهل سنت دردوکتاب خود ( الکامِل ُ فی ضُعَفاء الرّجال ) و همچنین ( أسَامی مَنْ رَوَی عَنْهُم البُخاری ) ازشخصی یادکرده که ازنزدیکان بخاری بوده که شایدتأمّل وتعقل درزندگی این شخص٬بسیاری ازسؤالات ماپیرامون بخاری راجواب می دهد!!!

کانَ شمَخْصَة مُقیما ً بمَکّة فکانَ یَدْفعُ إلی الخُراسانیّین دَراهِم لِیُلعِنوهُ ٬ فقیل له فی ذلک؟ فقال: أشتَهرُ فی الدّنیا!!!!

ترجمه: شمخصة درمکه مقیم بود ووقتی علمای خراسان به مکه میرفتند به آنان پول میداد تااورادرمنابر لعنت کنند. ازشمخصة درباره دلیل این کارش سؤال شد. پس اودرجواب گفت: میخواهم بااین کاردردنیا مشهورشوم!!!!

الکامل فی ضعفاء الرجال ٬طبع بیروت٬جلد۲ صفحه ۳۶۶

حَیْکان بن محمدبن یحیی یَقولُ: قلتُ لِأبی: یاأبَه! مالـَک ولِهذاالرجل - یعنی محمدبن اسماعیل بخاری -؟ قال: رَأیْته بمَکّة یَتّبعُ شمخصة کوفی قـَدَری.

ترجمه: حیکان بن محمدبن یحیی میگوید : به پدرم گفتم که: ای پدر ! توبامحمدبن اسماعیل بخاری چه کارداری؟ (یعنی چرابااورابطه داری؟) پدرم گفت: من به این دلیل بااورابطه دارم که اورادرمکه دیدم که هرجا شمخصه ی کوفی قدری(یعنی جبری مذهب) میرفت بخاری نیز بااومیرفت.

      

الکامل فی ضعفاء الرجال ٬طبع بیروت٬جلد۲ صفحه ۳۶۶

أسامی من روی عنهم البخاری٬طبع بیروت لإبن عدی٬ صفحه۶۶و۶۷

اگرچه بخاری خود٬ عذری جالب برای ارتباط با شمخصه می آورده ومیگفته که:

دَخلْتُ مَکّة وَلمْ أعْرفْ بها أحَدٌ من المُحَدّثین وکانَ شمخصة هذا أعْرف المُحَدّثین ٬ فکُنتُ أتّبعُهُ لِیُقرّبُنی من المحدّثین فأیّ عَیْبٍ فی هذا؟

ترجمه: من واردمکه شدم ودرآنجا هیچ یک ازمحدثین رانمی شناختم وشمخصه آشناترین محدث درمکه برای من بود٬ پس من هرجاکه میرفت بااومیرفتم تامرابه محدثین نزدیک کند. آیااین عیبی دارد؟!  

الکامل فی ضعفاء الرجال ٬طبع بیروت٬جلد۲ صفحه ۳۶۶

أسامی من روی عنهم البخاری٬طبع بیروت لإبن عدی٬ صفحه۶۶و۶۷

همانطور که دراوایل سلسله أبحاثمان دیدیم ٬ ابن کلاب ازبخاری شخصیتی ضدّاسلامی ومخالف عقاید مسلمانان ساخته بود تاآنجاکه انبیاء دیگررا تفضیل بر پیامبراسلام می داده است وارتباط وتبعیّت ازشمخصه ی فاسدالعقیده ودنیاطلب اورابدانجا که نبایستی می کشانید کشاند وهمین امر یعنی شهرت طلبی اوباعث شد تاکتاب روایی خود یعنی الجامع المختصر(صحیح بخاری) راتألیف کرده وروایاتی راکه باعث شهرت اودرمیان خلفاء وحکّام دنیادوستِ دنیاخواه میشد درآن بیاورد تاخلفای عباسی که به امثال اوبسیار احتیاج داشتند به اغراض فاسدوبسیار خطرناک خود برسند.

همین شهرت طلبی اوباعث شد تاروایاتی که مخالف اجماع فِرَق اسلامی است رادرصحیح خود جای داده تاموجبات کفروإلحادِ جهان اسلام رافراهم آوَرْد و شد آنچه که نبایستی می شد.

« همانطور که طحاوی برای رضایت حاکم زمان خویش که معتادبه لواط بود کتابی درحلّیّت وَطی ِ پسربچه نوشت وسنت رسول خدارا به امثال چنین کتابهایی آلوده کرد.»

لسان المیزان٬ ترجمةطحاوی٬ طبع حیدرآباد ٬ جلد۱

درپایان این جلسه بازهم ازشمامیخواهم که به کتبی که بعنوان آدرس برای شماذکرکردم مراجعه نمایید تامطالبی که برای شما میگویم اطمینان قلبی رابرای شما به ارمغان بیاورد.

نظرهم یادتون نره

                         تابعد....

   


 
 
گپ دوستانه ۳
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢٠
 

بازهم سلام

یکی ازدوستان عزیز وخوانندگان گرامی برای من چنین نوشته بودند:

بعضی ازمحققین درصحت این مطالب تشکیک کرده وگفته اند که این مطالب دروغ است واینها راشیعیان ساخته اند.

من به این دوست عزیزمان عرض میکنم که بهتراست علمی بحث کنیم . چراشمانام افرادرامخفی میکنید؟ اماحالاکه شماجرأت گفتن نام آن محققان راندارید من جرأت دارم وبرای بقیه عزیزان میگویم تااین حرفهای واهی واین تهمت های دروغ رابه چشم خودببینید.

اولا ًاین حرفها حرفهای جمال الدین قاسمی درکتاب حیاةالبخاری میباشدومن هم برای اثبات حرف خودم٬هرچه گفتم ٬ حداقل ۳یا۴نفرازبزرگترین دانشمندان وفقهاء واصولیون ومحققین درعلوم حدیث بود که برای شماگفتم وازخودم نبودوهمه ٬ نقل کلام آنان بود.حالا اینهاهمه میگویند چنین مسأله ای اتفاق افتاده وواقع شده وشما براحتی میگوییددروغ است!!!!!!!! دلیلتان چیست؟؟؟ فقط تعصّب کورکورانه که نمی شود ملاک بحث باشد. من دلیل علمی آوردم وازمدارک مهم ومعتبر ٬ جریان رانقل کردم حال آیا میتوان به صِرف این که مخالف عقیده ی ازروی جهل شماست اخباروجریانات ِ تاریخی را ردّ یاقبول کرد. من هم میتوانم بگویم همه ی روایات وکتب حدیثی جعلی وساختگی است وبدون دلیل برهمه ی مسلمانان انگِ کفروشرک بزنم همان کاری که خوارج باهمه ی مسلمانان جهان میکنند یاکاری که وهابی ها وسلفی ها باهمه ی مردم روی زمین میکنند. 

ثانیا ً برادرعزیز جمال الدین قاسمی نمی گوید این حرفها را شیعیان ساخته اند. بنظرمیرسد این کلام خودتان است وهیچ مدرکی برای آن ندارید.

امّا بهتراست خیانت وتدلیس راکناربگذارید وجرأت کنید وحرف جمال الدین قاسمی را عینا ً نقل کنید:

زیرا آنها دردفاع ازبخاری گفته اند:

بخاطرحسدوکینه ی اتباع ابوحنیفه وبرای نصرت امامشان چنین جریان دروغی را به بخاری نسبت داده اند وجمال الدین قاسمی در کتاب حیاةالبخاری طبع دارالنفائس بیروت صفحه ۵۲ میگوید:

إنّ المُفتری لِهذِهِ الحِکایَة أرَاد أنْ یَثـْأرَ لأبی حنیفة مِنْ البُخاری

ترجمه: کسانی که این حکایت راساخته اند خواسته که ابوحنیفه رابربخاری پیروزی دهند.

جالب است پس معلوم شد بنابه گفته شما شیعیان که دست به دروغشان بازاست وشما برادرمتعصب گفتید که شیعیان دروغگویان امت پیامبرند اما بهتراست به گفته جمال الدین قاسمی بفرمایید حنفی ها که حدود۸۰ درصد اهل سنت جهان راتشکیل میدهند نیزهمراه باشیعیان دروغگویان جهانندوفقط یک درصد طرفداران واتباع سلفی های مرتبط بایهودیان باقی می مانند که آنها راستگوترین افرادروی زمین هستند.

ضمنا برادرعزیز! این جریان توسط دیّاربکری المالکی و ابن حجر شافعی مکی هم نقل شده وفقط مربوط به احناف نیست.

خدابه شما کمی صدق درحدیث وگفتار وکمی یقین به وجودِروزی به نام روز قیامت عطا فرماید.

                              تابعد.....      


 
 
شماره۶
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٩
 

بازهم سلام

یکی ازمباحث جالب وخواندنی درزندگی امیرالمؤمنین ِ درحدیث سنت نبوی محمدبن اسماعیل بخاری مسأله فتوای به ثبوت حرمت بین دوبچه ای است که ازیک گوسفندشیرخورده باشند. یعنی بخاری برخلاف فقهای اسلام فتواداد که این دوبچه که ازشیریک گوسفندخورده اندبه هم محرم میشوند. زیرا این ماجراودلایل وشواهددیگری اززندگی علمی اوباعث شده است تاکثیری از علمای اسلام به فقه بخاری هیچ توجهی نداشته باشندواوراازدایره فقهاخارج کنند.

قال الاسکندرانی : وبَلغَنی عنْ الإمَام أبی الوَلیدالباجِی أنهُ کانَ یَقولُ: یَسْلمُ البُخاری فی عِلم ِالحَدیثِ ولایَسْلم فی عِلم ِالفِقه

ترجمه: اسکندرانی درکتاب خودمی گوید ازامام ابوالولیدباجی به من رسیده است که ایشان گفته اند: بخاری درعلم حدیث موردقبول است ولی درعلم فقه به هیچ وجه موردقبول وموردتوجه نیست.

المُتواری فی ترَاجِم أبْواب البخاری

طبع مکتبةالمعلی الکویت

 صفحه۳۶و۳۷ 

شواهد وادله زیادی وجوددارد که بیانگراین مطلب است که محمدبن اسماعیل بخاری صاحب کتاب صحیح بخاری مهمترین کتاب حدیثی اهل سنت متأسفانه ازعلم فقه عاری بوده ودارای فهم حدیثی کافی نبوده است.

جریان اخراج بخاری ازشهربخارا بخاطر فتوای عجیب وغریب او

قال السرخسی :

وکانَ مُحمدبن إسماعیل البُخاری صَاحِبُ التاریخ یَقوُل: یَثبُتُ الحُرْمَة ٬ وَهذِهِ المَسْألة کانتْ سَبَب إخْراجِهِ مِنْ بُخارا فِی زَمَن ِأبی حَفص ِالکبیر وجَعَل یَفتیَ فنَهاهُ أبُوحَفص وَقالَ لسْتَ بأهْل ٍلهُ٬ فلمْ یَنتهِ حَتی سُئِلَ عَنْ هذِهِ المَسْألة فأفتیَ بالحُرْمَةِ فاجْتمَعَ الناس وأخرَجُوه.

ترجمه: سرخسی یکی ازبزرگترین فقها و دانشمندان اهل سنت درکتاب بسیارمفصل فقهی خودکه در فقه حنفی می باشد این چنین می نویسد: محمدبن اسماعیل بخاری می گوید: به سبب خوردن شیرگوسفند حرمت بین دوبچه ثابت میشودوهمین فتوای بخاری باعث شد تا اوازبخارا اخراج شود واین جریان درزمان ابوحفص کبیر اتفاق افتاده است. زیرامحمدبن اسماعیل درشهربخارا شروع به فتوادادن کرد وابوحفص اوراازاین کاربازداشت ومی گفت: تو(بخاری) اهلیت چنین کاری را نداری ونبایددرجایگاه فتوادادن قراربگیری. اما بخاری به حرف اوتوجه نمی کرد.تا اینکه روزی ازبخاری درباره این مسأله (ثبوت حرمت بین دوبچه که ازشیرگوسفندیاگاو خورده باشند) سؤال شدواوگفت:(این دوبچه به یکدیگرمحرم هستند) پس مردم جمع شدند واوراازشهراخراج کردند.

    المبسوط  طبع بیروت  جلد۳۰ صفحه ۲۹۷

حالابهتراست این جریان راازدهان یک اصولی حنفی اهل سنت بشنویم:

بَزْدَوی دانشمند بزرگ اصولی اهل سنت درکتاب کشف الأسرار خود که ازمهمترین کتابهای اصول فقه أحناف بشمارمیرود اینچنین می گوید:

« المُحَدّثُ غیرُالفقیهِ یَغلط ُکثیرا ً» 

فقدْرُویَ عَنْ مُحمدبن إسْماعیل صَاحِب الصّحیح أنهُ اسْتفتیَ فِی صِبْیَیْن شَرِبَا مِنْ لبَن شاةٍ ٬ فأفتی بثبُوتِ الحُرْمَةِ بَیْنهُمَا٬ وَأخْرَجَ بهِ مِنْ بُخارَا إذ الأختیّة تتبَعُ الأمّیّة والبَهیمَة لاتصْلحُ اُمّا ً لِآدَمِی!!!

« شخص محدثی که فقیه نباشدبسیاراشتباه میکند»

ترجمه:همانطورکه روایت شده محمدبن اسماعیل بخاری درموردی که دوبچه ازشیرگوسفندبخورند سؤال شد آیابین این دوحرمت برقرارمیشودیا نه آندو برهم محرم نیستند؟٬ فتوادادکه ایندو محرم هستند وبخاطراین فتوا ازشهرخود بخارااخراج شد زیرا خواهروبرادری لازمه اش این است که اززن که درحکم مادراست شیربخورند وحیوان نمی تواند مادر یک انسان باشد.

حیاةالبخاری لجمال الدین القاسمی٬ طبع دارالنفائس بیروت صفحه۴۸

طبقات الحنفیة ترجمة احمدبن حفص معروف بأبی حفص الکبیر٬ طبع کراچی پاکستان جلد۱ صفحه ۶۷ رقم ۱۰۵

این جریان علاوه براین کتابها که ذکرشد درکثیری ازکتابهای فقهی واصولی وتاریخی اهل سنت ذکرشده است همچون:

۱- تبیین الحقایق شرح کنزالدقایق للزیلعی ٬ طبع مصر٬ جلد۲ صفحه ۶۴۱

۲- تاریخ الخمیس للقاضی حسین بن محمدبن الحسن الدیار البکری المالکی ٬ طبع مصر٬جلد۲ صفحه۳۸۲

۳- الخیرات الحسان فی مناقب ابی حنیفةالنعمان  لإبن حجرالمکی الشافعی ٬ طبع مصر٬ صفحه ۷۰

ودرپایان ٬ کلام الشیخ العلامة محمدعبدالرشید النعمانی رییس تحقیقات علوم حدیث وازبزرگترین علمای احناف درکشورپاکستان وهند را می آوریم تافصل خطابی باشدبرای آنان که می خواهند هدایت شوند وظلمت تعصب وجهل چشمان آنها را به خواب نبرده است:

وأمّاالبُخاری ففتیَاهُ فی ثبُوتِ الحُرْمَة بَیْن صِبْیَیْن شَرِبَا مِنْ لبَن شاةٍ مَعْروفة ٌوالقِصّة ُمَشهُورَة ٌ.......... ولااسْتِبْعَادَ فی وُقوع هذاعَن البُخاری وَلوْ تدَبّرْتَ کِتابَه لـَبَانَ لکَ أنّ أکثرَ اسْتِنباطاتِهِ لاتجْری علی أصُول الفقهَاء.

ترجمه: امافتوای بخاری درثبوت حرمت بین دوبچه که ازشیر گوسفند می خورند معروف است واین قصه مشهورمی باشد........ وهیچ بعیدنیست بخاری چنین حرفی زده باشد واگرشما درکتاب صحیح بخاری تدبر کنید برای شما آشکار میشود که اکثر برداشتها واستنباطات فقهی بخاری مطابق اصول فقها نمی باشد.

الإمام ابن ماجه وکتابه السنن (ماتمسّ الیه الحاجة لمن یطالع سنن  ابن ماجة) طبع بیروت٬ تحقیق أبوغدة ٬صفحه ۱۲۹و ۱۳۰ 

سؤال اصلی اینجاست که چطورشده چنین شخصی که کثیری ازعلمای اهل سنت گفته اند که اوازعلم فقه بهره ای نبرده است وفهم حدیثی ندارد تاآنجا که اکثراستنباطهای اومخالف اصول فقهاست امیرالمؤمنین درحدیثو ملاک سنت نبوی ومنبع ومدرک شناخت ماازاسلام می تواند باشد؟؟؟؟؟؟؟؟

وآیا شخصی که اینقدر تقواندارد ووقتی به اوازطرف فقهاءگفته میشودکه تو صلاحیّت فتوادادن رانداری ونبایدفتوابدهی سخن آنهاراکه برای او صلاح وخیر می خواهند گوش نمی دهد وبخاطر حبّ شهرت وریاست دنیوی دست به چنین کاری میزند واز خدا وپیامبرخدانمی ترسد وقیامت رالحاظ نمی کند وباعث تخریب سنت پیامبر واحکام خداوند متعال می شود ٬ میتوان برای دستیابی به سنت نبوی ِپیامبری که سراپا پاکی وطهارت وتقوا بوده است به چنین شخصی بااین اوصاف وروحیّات مراجعه کرد؟؟؟؟؟؟

به راستی که این شخص چه نسبتی بااین پاک سرشتان دارد؟؟؟؟

 سوالدلقکمتفکرسوالدلقکمتفکر          

نظر یادتون نره

                              تابعد....       

 


 
 
شماره۵
نویسنده : محمدحسین - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٠
 

بازهم سلام

اگرچه مطالب این جلسه مقداری طولانی است ولی قول میدهم که بانتیجه ای که ازاین بحث میگیرید خستگی تان به در میرود.

توضیحی پیرامون اقوال ائمه اهل سنت درباره خلق قرآن

بعضی اقوال درمسأله خلق قرآن

۱- القرْآنُ غیرُمَخلوق (اعتقاداجماع اهل سنت)

۲- القرآن غیرُمَخلوق ولکن لفظی بالقرآن مخلوق (اعتقاد کرابیسی)

۳- القرآن مخلوق (اعتقادمعتزله)

کلام احمدپیرامون ذم اعتقادکرابیسی ومعتزله

قال الذهبی : قال أحْمَد:مَنْ قالَ لفظی بالقرآن مخلوق فهُوَ جَهْمِیّ ٌ

ذهبی میگوید احمدبن حنبل گفت هرکه بگوید لفظی بالقرآن مخلوق ٬ ازجهمیه است.

تذکرة الحفاظ طبع هند جلد۲ صفحه۷۴۸ 

همانطور که بیان شد ابن حجرگفته بود: بخاری اکثراعتقاداتش را ازدونفر٬ یکی ابن کلاب ودیگری کرابیسی گرفته است واتصال وارتباط زیادبخاری وتأثیر زیاد این افراد برشالوده فکری بخاری باعث شد تاازبخاری فردی عجیب وغریب بسازد باعقایدی برگرفته از این افراد بدعت گذار وخطرناک و عقایدی متأثرازاین ارتباط.

کرابیسی درمسأله خلق قرآن نظری خاص داشته است وآن این بوده که میگفته:

«««««« لفظی بالقرآن مخلوق »»»»»»

یعنی من که آیات قرآن راتلفظ میکنم آن الفاظ که ازدهان من بیرون می آیند مخلوق هستند.

قال الذهبی فی ترجمة الکرابیسی:هُوَأوّلُ مَنْ فتق اللفظ

ترجمه: ذهبی درترجمه کرابیسی گفته است که کرابیسی اولین کسی است که بحث لفظ را مطرح کرد.

سیراعلام النبلاء طبع مؤسسةالرسالة جلد۱۲ صفحه۸۰

همانطورکه مشاهده میشود این نظر درباره قرآن٬ مخالف نظراهل سنت واجماع آنهاست. علاوه براین ائمه اهل سنت همچون احمدبن حنبل ودیگران نیزتصریح کرده اند که چنین عقیده ای فاسدوباطل است وصاحب چنین عقیده ای ازدایره اهل سنت دراین مورد٬خارج است .

اما حال ٬ جریان بلایی که به سبب این اعتقادِفاسدِ کرابیسی درباره خلق قرآن برسربخاری ومتأثران ازاوآمده است رابرای شما میگویم.

ورود بخاری به نیشابور

قال السّبْکی: وکان البخاری علی مارُویَ وحُکیَ فیه ممّن قال لفظی بالقرآن مخلوق

ترجمه: بخاری بنابر آنچه ازاونقل وروایت شده است ازکسانی است که میگوید لفظی بالقرآن مخلوق

طبقات الشافعیةالکبری طبع مصر جلد۲ صفحه۲۲۹

وقتی بخاری وارد نیشابورشد وبعدازورودبه این شهرمورد استقبال مردم قرارگرفت محدثین وافرادی که به جستجوی حدیث نبوی بودند دورش راگرفتند وبااو به مجالست نشسته تاازوی استفاده کنند.درهمین مجالس بودکه درباره حدیث وسنت نبوی ازاوسؤال می شد واوپاسخ میداد.دریکی ازاین جلسات بودکه شخصی درباره اعتقاد بخاری درباره قرآن سؤال کرد وبخاری درپاسخ گفت:

¤¤¤¤¤¤ لفظی بالقرآن مخلوق ¤¤¤¤¤¤

واینجابودکه آتش شعله برافروخت وپیچیدکه نظربخاری درباره قرآن اینگونه است. ومحدثین واعاظم علمای نیشابورگفتند: اونیزمثل کرابیسی گرفتارچنین بدعتی دراعتقادشده است.

محمدبن یحیی الذهلی وفتوای اخراج بخاری از نیشابورتوسط او

محمدبن یحیی الذهلی زعیم وبزرگ دانشمندان اهل سنت درنیشابور وازبزرگترین وبرجسته ترین چهره های حدیثی ورکن اساسی دراحادیث سنت نبوی در قرن سوم هجری ومتوفی ۲۵۸ هجری است.

اقوال علماءدرتوثیق ومدح او

ابوحاتم الرازی: مُحمدبن یَحیی إمَامُ أهْل ِزَمانِه

ترجمه: محمدبن یحیی پیشوای اهل زمان خودبود.

تاریخ بغدادطبع مصرجلد۳ صفحه۴۱۸

تاریخ الاسلام طبع دارالکتاب العربی(۲۵۱-۲۶۰) صفحه۳۳۹

النسائی: محمدبن یحیی ثِقة ٌمَأمُون

ترجمه: محمدبن یحیی موردوثوق وشخصی امین است.

تاریخ بغداد طبع مصر جلد۳ صفحه۴۱۸

الذهبی: کانَتْ له ُجَلالة ٌعَجیبَة ٌبنیشابُور مِنْ نوع ِجَلالة الامام أحمدببَغداد ومَالک بالمدینة

ترجمه: اودرنیشابور شخصیت وبزرگی عجیبی داشت مثل بزرگی امام احمدبن حنبل دربغدادو مالک درمدینه

سیراعلام النبلاء طبع مؤسسةالرسالة جلد۱۲ صفحه ۲۷۴

الحاکم: رَویَ عَنه ُالبُخاری نیْفا ً وأرْبَعینَ حَدیثا ً

ترجمه: بخاری ازاوحدود ۴۰ حدیث نقل کرده است. 

تاریخ الاسلام طبع دارالکتب العربی (۲۵۱-۲۶۰) صفحه۳۴۲  

پس آنچه مسلم است این است که ذهلی شخصی عظیم الشأن ازائمه اهل حدیث وسنت وبسیارمعتبر ومهم درحدیث وسنت نبوی است واو دراین طریق به حدّ امامت رسیده است وآگاهترین فردبه روایات زُهَری وصاحب زُهْرَیات می باشد که مجموعه ای است ازروایات زهری.

اماوقتی جریان اعتقاد بخاری درباره قرآن به گوش ذهلی رسید به علت دفاع ازسنت نبوی وعقایداهل سنت فتوای براخراج اوازنیشابورداد ودرحق اوکلمات عجیبی گفت ازجمله:

۱- مَنْ ذهَبَ بَعْدَهذا إلی مُحمدبن اسماعیل البُخاری فاتّهمُوهُ 

ترجمه: هرکه ازاین به بعد به سمت بخاری برود متهم میباشد.

تاریخ بغداد طبع مصرجلد۲ صفحه۳۱و۳۲

سیراعلام النبلاء طبع مؤسسةالرسالة جلد۱۲ صفحه۴۵۵

تاریخ الاسلام طبع دارالکتب العربی(۲۵۱-۲۶۰) صفحه۲۶۸

۲- لایُساکِنُنی هذاالرّجُل فی البَلد فخشِیَ البُخاری وسَافرَ

ترجمه: این مرد دراین شهر ونزد من نباید زندگی کند پس بخاری ترسیدوازآنجا رفت.

سیراعلام النبلاء طبع مؤسسةالرسالةجلد۱۲ صفحه ۴۶۰

همین امرباعث شدتا عذاب دردناک ومحنت شدیدی بربخاری واردشود که درنتیجه بخاری ازدیدگان همه ساقط شد وآبرویش ریخته شد.

ازهمه جالب تر این است که ذهلی تنها به نیشابور اکتفاء نکرد وبخاری رارهانکرده وردّپای اوراتعقیب کرد چون می دانست که بخاری اعتقادفاسدش راترویج میکند وبه تمام مناطق اسلامی سرایت میدهد وباعث تخریب عقایداهل سنت می شود به بزرگان محدثین وعلمای اهل سنت درشهرهای دیگر نامه نوشته ویابه حکام آنها پیغام فرستاد وازخطراو آنهارامطلع کرد تافریب اورانخورند وباعث اذیت وآزاراوشوند ونگذارند تاعقایدفاسدش را ترویج کند وجلوی فعالیت اوگرفته شود.

وقتی بخاری به بخارا واردشد ذهلی به امیربخارا خالدبن احمدالذهلی نامه نوشت وچنین گفت:

إنّ هذاالرّجُل (محمدبن اسماعیل البخاری)قدْأظهَرَ خِلافَ السّنة فقرَأ کِتابَه ُعَلی أهْل بُخارا فقالوُا: لاتفارقه فأمَرَهُ الأمیر بالخُرُوج مِن البَلد فخرَجَ.

ترجمه: بدرستی که این مرداظهاراتی خلاف سنت نبوی را ازخودبروزداده است پس نوشته ذهلی برمردم بخارا خوانده شد. پس مردم بخارا گفتند: بخاری را رهانکنید٬ پس امیربخارا امربه خروج بخاری ازشهردادواوازشهرخارج شد.

سیراعلام النبلاء طبع مؤسسةالرسالة جلد۱۲ صفحه ۴۶۳

تاریخ الاسلام ذهبی طبع دارالکتب العربی (۲۴۱-۲۵۰) صفحه۲۷

البته بعدازآن مردم بخاری رادرمسأله شرب لبن شاة امتحان کرده وفهمیدندکه او نه تنها بهره ای ازعقایدنبرده بلکه ازفقه هم بهره ای ندارد(که ان شاءالله این مسأله را درجلسه بعدبحث خواهیم کرد)

جریان ارسال نامه به ابوزرعه رازی وابوحاتم رازی درشهرری

ابوزرعه وابوحاتم رازی که جزء کسانی هستند که مدار اقوال رجالی اهل سنت دربسیاری ازموارد برپایه این دو می چرخد وخوداز بزرگترین ومهمترین دانشمندان اهل سنت درشهرری بوده اند٬ وقتی نامه ذهلی باورود بخاری به ری دراین مورد بدست آنهامی رسد بخاری رارها کرده وترک میکنند ودیگرحاضر نمی شوند تاازبخاری سماع حدیث وسنت نبوی کنند. 

حال عین عبارت راازکتاب فرزندش عبدالرحمن بن ابی حاتم که بهترین شاهد ومدرک براین مدّعاست را می آوریم تاخودبخوانیدوقضاوت کنید.

قَدِمَ مُحمدبن اسماعیل الرّی سَنةخَمْسین ومِئتیْن٬ وسَمِعَ مَنه ُأبی وأبوزرعة وترَکا حَدیثه ُعِندَمَاکتبَ إلیهما مُحمدبن یحیی أنه أظهَرَ عِندَهم أنّ لفظه بالقرآن مخلوق.

ترجمه: محمدبن اسماعیل درسال۲۵۰ هجری به ری آمد٬ وپدرم وابوزرعه ازاواستماع حدیث وسنت نبوی می کردند. ولی وقتی که ذهلی برای آنهانوشت که بخاری درنیشابورگفته که لفظی بالقرآن مخلوق دیگرحاضرنشدندازاواستماع حدیث کنند.

الجرح والتعدیل ابن ابی حاتم الرازی جلد۷ صفحه ۱۹۱  رقم ۱۰۸۶

************************************

یکی از اصطلاحات بسیارمهم دررجال این است که بگویند 

«««««« فلانٌ مَترُوکُ الحَدیث »»»»»»

این کلمه بدان معنی است که فرد هیچ اعتباری ازلحاظ حدیثی ندارد ونمی تواند حجت درحدیث و سنت نبوی باشد.

************************************

مشاهده میشود که بزرگترین دانشمنداهل حدیث وامام محدثین اهل سنت٬ محمدبن اسماعیل بخاری ٬ درکلام مهمترین وبزرگترین دانشمندان رجالی اهل سنت ودریکی از معروفترین کتب رجالی اهل حدیث واهل سنت شخصی متروک الحدیث می باشد.

آیاچنین مسأله ای٬مسأله ی کوچکی است که مابتوانیم ازآن بگذریم وچشمانمان راببندیم. 

تنهاکافی است که ابوزرعه یاابوحاتم یاابن ابی حاتم ویا... درباره شخصی چنین جمله ای گفته باشند تااوازاعتبارکامل ساقط شود.

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

بعضی ها ( اتهامات کاذبة ٬للحازمی٬ طبع مکةالمکرمة صفحه ۸۵)برای عذرتراشی ازاین جریان ٬کلامی ازدهانشان خارج شده است که باشنیدن آن موبربدن انسان سیخ میشود وآن این است که گفته اند: ذهلی درنیشابور ریاست عامه راداشته وچون باورود بخاری به نیشابور واستقبال مردم ازاو وخالی شدن کلاس درس اوازطلاب ومحدثین ومیل آنها به بخاری وحضوردرجلسات او این امر باعث حسادت براوشده است واوچنین اقدامی کرده است یعنی می خواهند بگویند دنیاطلبی ودنیاخواهی باعث شده است که ذهلی چنین اقدامی کند ونه جنبه های دینی ودفاع از اهل سنت وعقایدآنها.

به نظر می رسد که عقل ازسر این اشخاص پریده است که باچنین توجیه جالبی درحقیقت٬کارراازآنچه که هست خرابترکرده اند.

محمدبن یحیی ذهلی باوجودچنین توثیقاتی نمی دانم چگونه می تواند چنین پست ودنیاطلب باشد که چنین فعلی ازاوسربزند که باعث شود بخاطردنیاطلبی اش آبروی مسلمانان رابریزد و هتاکی اوبه جایی برسدکه نه تنها درنیشابور بلکه درتمام بلاد اسلامی اوراازدرجه اعتبارساقط کند تاجایی که حتی محدثین جلسات اوراترک گفته ودیگربااومجالست نداشته باشند.

اگرجایزاست چنین اشخاصی بااین توثیقات بالا دروغ بگویند تهمت بزنند ودنیاطلب باشند بهتراست دست ازهرچه فردموثق ودارای اعتبار دراهل سنت است بشوییم وبگوییم

¤¤¤ وعَلیَ الإسْلام وعَلیَ سُنةالنبَوی٬ ألسّلام ¤¤¤ 

تازه اگرذهلی موثق ومأمون وثقه بوده است وچنین کاری کرده است مشخص است که بخاطر اعتماد ووثاقتی که دردین ومذهبش به اوست چنین کاری ازاوپذیرفته وقبول است که بخاطردفاع از سنت نبوی چنین کاری کرده است یعنی بابدعت گذاران مخالفت کرده وآبروی آنهارابرده است.

وخوب اگرهم ثقه ومورداعتماد نبوده وتااین حدبوده که برای رسیدن به مقاصددنیوی ازهردروغ وتهمتی وآبروریزی مسلمانان پرهیزنمی کرده چرابخاری ازچنین فردی درصحیح خودش حدیث نقل کرده است؟؟؟؟

اگر ذهلی ثقه باشد بخاری زیرسؤال میرود واعتبارش ساقط و بدعتش ثابت است

واگرذهلی ثقه نباشد بازبخاری ازاعتبارساقط است چون ازذهلی که ثقه نیست روایت نقل کرده واعتبارکتابش ازبین میرود.

عزیزان بازهم درپایان این جلسه ازشما میخواهم تابه سندهایی که ذکر کردیم مراجعه نمایید تا مطالب برای شما یقین آور شود

نظرهم یادتون نره

                               تابعد.....

       


 
 
گپ دوستانه۲
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٠
 

بازهم سلام

ابتدامیخواهم ازهمه عزیزانی که بانظرات خود من را درکارم راهنمایی میکنند تشکرکنم .

ودردرجه بعدمی خواهم به اطلاع شماعزیزان برسانم که من دراین وبلاگ حرفهایی میزنم که بدرد عموم مردم میخورد وگرنه من حرفهای تخصصی تری هم دارم ولی اینجا مجال مطرح کردن آنهانیست.

یکی ازعزیزان درقسمت نظرخواهی فرموده بودند : ازخداشرم کنید به کتابهای اهل سنت چه کاردارید به سراغ کتب شیعه بروید.

من به ایشان عرض می کنم:

۱- همین که شما حرفهای بنده را که همه اش هم با سندهای درجه اول بوده رد نکرده اید همین برای من یک دنیا ارزش دارد واز این که شما که خود ازاهل سنت هستید این حرفها را قبول کردید متشکرم.

۲- من همانطورکه قبلا هم عرض کردم تحقیق کردم ودیدم که اکثرکسانی که به اسلام گروش دارند به سراغ کتبی مانند صحیح بخاری میروند نه به سراغ کتب شیعه لذا میخواهم اثبات کنم که این کتب مرجع اهل سنت که برسرزبانها مصدرسنت نبوی شناخته شده اند نه تنها صلاحیت این مصدریت راندارند بلکه درآنها دستان کثیفی  نیزدیده میشود.

من که به شمانمی گویم بیایید شیعه شویدیا... من فقط میخواهم بگویم : آقایان اهل سنت که ادّعا میکنید نماز ما نماز رسول خدا وحجّ ما حجّ رسول خدا و...است ٬ بدانید که راه را اشتباه رفته اید و منابعی که شما برای اثبات این حرف خود استفاده میکنید و حتی مؤلفین آنها  ٬منابع و افرادی هستند که طبق سندهایی که آوردم و می آورم ٬ پیش از این منفور ِحتّی خودِ اهل سنت بوده اند و باید جستجو کرد و دستان کثیف برخی را درعَلم کردن دوباره این منابع برای گمراه کردن مسلمانان یافت.

۳- من حرفی ندارم که درباره کتب اهل سنت بحث نکنم فقط یک شرط دارد وآن اینکه مفتی های اعظم شما بیایند وعلاوه بر تأیید حرفهای من ٬ علنا ً اعلام کنند که مذهبشان مذهبی پر از ابهام و اشتباه و خلأ و پر از اشکال بدون جواب و پر از تناقضاتی است که آنها از مردم پنهان می کنند.

                                    تابعد.... 


 
 
تقدیروتشکر
نویسنده : محمدحسین - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٩
 

لبخند دوستان عزیزم لبخند

از نظرات خوب ودلگرم کننده شما

درمورد مطالب این وبلاگ

 صمیمانه تقدیروتشکر می نمایم.

                           تابعد....


 
 
شماره۴
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۳
 

بازهم سلام

درجلسات قبل ومباحثی که باهم درشناخت درست ازمنابع سنت نبوی داشتیم تأثیرافکار یک مسیحی بسیارخطرناک رابرامیرالمؤمنین ِ درحدیث اهل سنت ازمنابع اصیل ومهم اهل سنت دیدیم ومشاهده کردیم که این محدث بسیاربزرگ اسلام که کتابش در ردیف قرآن قرارگرفته است ٬ چگونه متأثرازاین شخص پلید(ابن کلاب) گردیده بود.

نمونه ها ومواردی که بخاری درتأیید افکار وعقاید یهود ومسیحیت درکتابش جای داده بود رانیز مشاهده کردیم (البته قطره ای بود ازیک دریای بسیارعظیم) که پژوهنده ی دانا میتواند این موارد را٬ خود٬ پیگیری کند.

اما بحث این جلسه ما درمورد شخص دومی است که بخاری ازاومتأثربوده است وآن کرابیسی است.

بخاطرداریدکه ابن حجرعسقلانی شارح بزرگ صحیح بخاری گفته بود:

بخاری اکثر اعتقاداتش را ازابن کلاب و کرابیسی وامثال اینها گرفته است.

  **نظرعلمای رجال اهل سنت درمورد کرابیسی**

احمدبن حنبل ویحیی بن معین: هردو اورا لعن کرده اند.        

میزان الاعتدال٬طبع مصر٬جلد۱ صفحه۵۴۴ ٬رقم ۲۰۳۲

اَزُدی: ساقِط ٌ لایرْجعُ الی قولِه

(ازدرجه اعتبارساقط است ونباید به قول اورجوع کرد)      

میزان الاعتدال٬طبع مصر٬جلد۱ صفحه۵۴۴ ٬ رقم ۲۰۳۲

تهذیب التهذیب٬طبع حیدرآباد٬جلد۲ صفحه۳۶۱    

ابن حبّان:أفسَده قِلة عقلِه

(کمبود عقل او٬ اورابه فساد عقیده کشانید)

تهذیب التهذیب٬طبع حیدرآباد٬جلد۲ صفحه۳۶۱

لسان المیزان٬طبع حیدرآباد٬ جلد۲ صفحه۳۰۵

جالب است که بدانیم اهل سنت درمسأله خـَلق قرآن٬ قائل به عدم مخلوقیت قرآن می باشند(یعنی قدیم بودن قرآن) وهرکسی راکه خلاف این عقیده داشته باشد ازدایره سنت پیامبرخارج می دانند.

مسأله ای که اینجا وجوددارد این است که کرابیسی بخاطر عقیده فاسدی که درمورد قرآن داشته موردتنفـّر شدید اهل سنت بوده وامام الحنابلة والحدیث احمدبن حنبل جزءکسانی است که بسیارزحمت کشیده است تاآبروی اورادرمیان جامعه اسلامی ببردوهتک حرمت اورا می کرده است.

عبدالله بن احمدبن حنبل میگوید ازپدرم سؤال کردم که نظرشمادرموردکسی که میگوید ( لفـْظی بالـْقـُرآن مخلوقٌ) چیست؟ پدرم گفت: این کلام ِجَهْمیّة درباره قرآن است. به پدرم گفتم: کرابیسی چنین اعتقادی دارد. پدرم گفت:(کذِبَ هَتکَه الله...) اودروغگوست ودروغ میگوید خدا آبرویش راببرد.

تهذیب التهذیب٬ طبع حیدرآباد٬جلد۲ صفحه۳۶۱       

حال بهتراست بدانیم همین جناب آقای کرابیسی باعث شد تااین اعتقاد فاسدش درمورد قرآن به بخاری سرایت کند وبخاری رانیز ازدایره اعتقادی اهل سنت درمورد قرآن خارج کند.

امری که بعدها باعث بیچارگی وبدبختی اوشد تا بلایی به سرش بیاید که برسرهیچ کس نیامده است.

ارتباطِ بخاری باافرادفاسدالعقیده وخطرناک باعث شد تا رنج ِعجیب ومِحنت سخت وعذاب دردناکی برسرش فرود آید.

بزرگترین محدثین واعاظم علمای اهل سنت فتوابه اخراج اوازشهرها می دادند واوراپیگیری وردّپای اوراجستجومی کردند تااوراشناسایی وازشهرخارج کنند. همان اتفاقی که درنیشابور برایش افتاد ومحمدبن یحیی الذهلی فتوای به اخراجش داد.

ان شاءالله درجلسه بعدمفصّلا به این موارد ومدارک ومنابع این قضایا اشاره خواهیم کرد.

                               تابعد....    


 
 
گپ دوستانه۱
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۳
 

بازهم سلام

می خواهم درمورد چندمطلب باهم صحبت کنیم.

هدف من ازنوشتن مطالب این وبلاگ آشنایی با مطالب کـُتبی است که نوع کسانی که می خواهند به اسلام بگِرَوند به آن کتب مراجعه می کنندوآن کتب عَلـَم شده اند برای سیره نبی مکرم اسلام وبلکه تالی تلو قرآن قرارگرفته اند . وهمانطورکه می بینید وازاین به بعد هم مشاهده می کنید دراین کتب مطالبی وجوددارد که ناشی از فساد عقیده برخی ادیان دیگر وهمچنین ناشی از اثرپذیری برخی محدثین به اصطلاح بزرگ اسلام ازعقیده فاسدآنهاست ولی من نمی دانم که چرا علمای اهل سنت وحدیث این مطالب را از مردم پنهان می کنند . وخود شمانیز ملاحظه می کنید که تمامی سندهای مطالبی که من برای شمابزرگواران نقل می کنم ازکتب درجه اول اهل سنت وحدیث است وازشما هم تقاضا دارم تا به سندهای آنها حتماً مراجعه کنید تا برخی نگویند که این سندها ساختگی ودروغ است. من مطالبی که می گویم برای شما ظن آوراست ولی شما برای این که اطمینان ویقین به صحت این مطالب پیداکنید باید به سندهایی که برای شما نقل می کنم مراجعه کنید .

ازبرخی ازعزیزان هم که بانظرات خود من رادلگرم به ادامه این مطالب می کنند سپاسگزارم .

دراینجا خطاب به یکی ازعزیزانی که نوشته بودند شما خرافه میگویید عرض می کنم که من هرچه می گویم از کتب درجه اول اهل سنت وحدیث است واگر شما این مطالب راخرافه میدانید پس تکلیف معلوم است!!!!

من تعصب درکلامم ندارم واگر چنانچه شما اشکالی به این مطالب دارید باکمال میل می پذیرم واگر پس ازتحقیق صحت مطلبی که شما فرموده اید برای من روشن شود نظرم رادرمورد آن عوض می کنم واز شماهم متشکر می شوم .

لذا ازشما می خواهم که با نظرات خود من را در این مسیر بیشتر راهنمایی فرمایید.

                                      تابعد.....

            


 
 
تقاضا
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٥
 

دوستان من

نظرات وپیشنهادات شما عزیزان باعث دلگرمی من دراین کار است .

لطفا نظر بدین!!!!


 
 
شماره۳
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٥
 

بازهم سلام

بحث کوتاهی که جلسه قبل باهم داشتیم درباره این مسأله بود که بعضی از علمای اهل کتاب برای تخریب اسلام٬ اسلام آورده بودند وچون میدیدند که اسلام روز به روز درحال گسترش است از این مسأله می ترسیدند که نکند معارف اسلام همه جا را فراگیرد .

برای حلّ چنین مُعزلی به فکر این افتادند تاچاره ای اساسی بیندیشند . بهترین راه ٬ نفوذ زیرکانه به طبقه محدّثین بود که به همین خاطر دیدیم ابن کلاب طبق کلامی که درگفتگوی او وخواهرش ردّ و بدل شد (واسناد آن راهم ذکرکردیم) چگونه زیرکانه این کاررا انجام داد.

چون اسلامی که با مسیحیت و یهودیت هیچ فرقی نمی کند وحتی در بعضی موارد٬ فساد و تباهی اش بسیار زیادتر از آنهاست قطعاً به ضرر اهل کتاب نمی باشد وآنها بسیار خوشحال می شوند که خود ٬ مروّج چنین اسلامی باشند!

مشاهده کردیم که محمدبن اسماعیل بخاری هم چگونه در دام یکی ازخطرناکترین آنها (ابن کلاب) افتاده و وارد چنین میدان خطرناکی شده است.

دراین جلسه شواهدی برای ادعای خودمان اقامه میکنیم . شاید این مختصر٬ کلیدی باشد برای باز کردن قفل باب تحقیق شما:

ابتدا شواهدی از زندگی فردی بخاری خواهیم آورد تا ببینید آن استاد تاچه اندازه برفکرواندیشه وحتی زندگی عادی وروزمرّه بخاری تأثیر گذار بوده است وسپس به سراغ بقیه موارد میرویم:

۱- زمانیکه بخاری برای علاج نزد طبیب برده میشود ٬ طبیب بامشاهده آب بدن بخاری ( آب دهان یا منی ِاو) جمله ای ازدهانش خارج میشود که شاید گویای همه چیز برای شماباشد.

مَرضَ محمدبن اسماعیل البخاری فعرضَ ماؤُهُ علی الأطبّاء. فقالوا: لوْ أنّ هذاالماء ماء بعض اساقفة النصاری.(فإنهم لایأتدمون!) فصدّقهم محمدبن اسماعیل وقال: لم اَئْتدِم منذ اربعین سنة!

                                    تاریخ دمشق جلد۵۲ صفحه۸۰

ترجمه: محمدبن اسماعیل بخاری مریض شد پس آب بدن او ( آب دهان یا منی ِاو) را به اطباء عرضه داشتند. اطباء با مشاهده آن آب گفتند: این آب ٬ آبِ بعضی از کشیش های نصاری است(بدرستی که آنها هیچگاه باغذا خورشْ نمیخورند!) پس محمدبن اسماعیل آنها راتصدیق کرد وگفت: از چهل سال گذشته تابحال خورشْ نخورده ام!

البته موارد جالبتری از زندگی فردی او به چشم میخورد که شاهد همین تأثیرگذاری شدید ابن کلاب برروی بخاری است.

جالب اینجاست که مدافعین بخاری بعضاً این موارد را توجیه کرده وازنشانه های تقوای شدید بخاری میدانند. ولی ما نمی فهمیم چطور میشود که تقوای یک محدث بزرگ اسلام خارج از دایره تقوای پیامبر وبزرگان اسلام شده. شایدبخاری تقوای خلاف سنت خودراازراهبه ها وکشیش های مسیحی آموخته بوده است!

۲- بخاری در صحیح خود روایاتی دالّ بر تفضیل بعضی از انبیاء برپیامبر گرامی اسلام آورده است که نشانه همین نگرش ضداسلامی او که مأخوذ ازابن کلاب بوده  میباشد. همان اصولی که ابن کلاب برای تشویش عقایداسلام مطرح کرد واین محدث بزرگوار اسلام نیز در دام او افتاد.

الف- روایت تفضیل حضرت موسی(ع) بر پیامبر اسلام(ص)

قال رسول الله (ص): لاتفضّلوا بَیْن أنبیاءالله٬ فإنّهُ یُنفخُ فی الصّور فیَصْعقُ مَنْ فی السّماوات ومَنْ فی الارض إلّا مَنْ شاءَ الله٬ ثمّ یُنْفخُ فیه الأخْری فأکون أوّل مَنْ بُعِث فإذا موسی آخذ ٌ بالعرش!

 صحیح بخاری طبع باموق استامبول  جلد۳ صفحه ۸۸ و ۸۹

                                                 جلد۴ صفحه ۱۳۳

                                                 جلد۷ صفحه ۱۹۳ 

ترجمه:حضرت رسول اکرم فرمودند: بین انبیاء الهی هیچ برتری وجود ندارد ٬ پس درپایان دنیا در صور دمیده میشود وبدنبال آن هرکه در آسمان وزمین است بیهوش میشود (یعنی همه می میرند) مگر آنکس را که خدا بخواهد٬ سپس دوباره در صور دمیده میشود پس من اولین کسی هستم که مبعوث میشوم ناگهان در آن هنگام موسی (ع)را می بینم که  متوسل به عرش الهی شده است.          

 ب-  روایت تفضیل حضرت یونس(ع) بر پیامبر اسلام(ص)

قال رسول الله (ص): مَنْ قالَ أنا خَیرٌ مِن یونس بْن مَتّی فقدکَذِب

 صحیح بخاری طبع باموق استامبول جلد۴ صفحه ۱۲۵

                                                جلد۴ صفحه  ۱۳۲

                                                جلد۶ صفحه  ۳۱

ترجمه: حضرت رسول اکرم فرمودند: هرکه بگوید که من از یونس بن متّی برترم به تحقیق که دروغ گفته است.

این در حالی است که اجماع تمامی فِرَق ومذاهب اسلام است که پیامبر گرامی اسلام افضل از جمیع انبیاء است. حال٬ بهتر است پاسخ این اشکال به بخاری از مدافعین بخاری سؤال شود. شاید آنها بتوانند به این سؤال ما پاسخ دهند .

البته ابن حجر عسقلانی در شرح خود برصحیح بخاری ٬ وقتی به این نقاط میرسد سرش گیج رفته ودر برخی موارد حرفهای بی ربط و بی معنایی سرهم میکند که جز خودش و هم مسلک هایش کسی دیگر این هزیانها را نمی فهمد. ودربعضی موارد که نمی تواند توجیهی سرهم کند بالإجبار میپذیرد که حدیث دالّ بر تفضیل حضرت موسی (ع)بر پیامبر اسلام(ص) می باشد. حال بگذریم از این که راویان اینگونه احادیث که بخاری این احادیث را ازطریق آنها نقل کرده است از جاعلان بزرگ ومعروف حدیث میباشند.

در پایان ٬ باز به این مطلب اشاره میکنم که:

بهتر است کمی صحیح بخاری را ورق بزنید سپس توراتی را ولو تحریف شده مشاهده نمایید خواهیددید بسیاری از مواردِ شباهت در آنها وجوددارد. همچنین تأییداتی را که بخاری نسبت به یهود آورده است همه وهمه دالّ بر تأثیر شدید این استاد بر این شاگرد است .

در حقیقت صحیح بخاری جلوه گاه أنظار وعقاید یهود است ودرآن دستان خبیث و آلوده مزخرفات ویاوه گویی های یهود مشاهده میشود.

                                                    تابعد...


 
 
شماره ۲
نویسنده : محمدحسین - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٦
 

بازهم سلام

کسانی که تاکنون در اهل سنت درباره سنت پیامبر ومنابع اخذ آن صحبت کرده اندمعمولا راه تعصب راپیموده اند وتنها به ذکر مواردی پرداخته اند که نگاه درست ودقیقی به دانشجو یا محقق تازه کار و جوان نمی دهد. برمن بود که بدون هیچ غرضی درباره این موارد سخن بگویم . تنها غرض من بیان حقایقی بود که خودم به آنها رسیده بودم.

به عنوان نمونه محمدبن اسماعیل بخاری که مدرکی بسیار بزرگ ومهم ، در اخذسنت نبوی ونیز عقاید اسلامی میباشد، چقدر خوب بود که علماء برای ما بیان میکردند که این آقای محترم ( که الان مصدر ومنبع اخذ عقاید اهل سنت است وخودش وکتابش و نیز کتب طبقه شاگردانش همچون مسلم وترمذی و... خمیرمایه ی اصلی تفکر اسلام ِ اهل سنت اند) عقایدش رااز کجا گرفته است. من این مطلب را از مهمترین ومعتبرترین منابع حدیثی ورجالی اهل سنت بیان می کنم تا باشد برای آنان که فکر می کنند واز بهره های خدادادی عقل ودانش وتدبیر برخوردارند مایه هدایت باشد.

ابن حجر عسقلانی بزرگترین ومعتبرترین شارح صحیح بخاری وبزرگترین مدافع اهل سنت در کتاب بسیار مهم ومعتبرش به نام   فتح الباری جلد اول صفحه ۴۲۳ این چنین میگوید:

وامّا المسائل الکلامیّة فاکثرُها من الکرابیسی وابن کلاب ونحوهما.

ترجمه: اما بخاری اغلب مسائل اعتقادی راازکرابیسی وابن کلاب ومثل این دو گرفته است.

پس بنابه تصریح ابن حجر، دونفرمایه وشالوده ی اصلی تفکرات این محدث بزرگ اسلام اند . یکی حسین بن علی بن یزید الکرابیسی البغدادی ودیگری عبدالله بن سعید ابن کلاب النصرانی . البته اگر وقت شد وحال باقی بود درباره «ونحوهما» مانند ابن شمخصه نمونه هایی رابیان میکنم که برای خواننده قطعا جالب خواهد بود.

نکته بسیار جالب تر این است که چطور شده که یک دانشمند مسیحی استاد اعتقادات یک دانشمند مسلمان شده آن هم کسی که کتابش همانند قرآن ودرردیف قرآن قرار گرفته است.حال این که ابن کلاب کیست و چرامسلمان شده است؟

به این جریان دقت کنید تا مسأله برای شما روشن شود:

در کتاب البرهان فی عقائد اهل الادیان صفحه ۲۱ طبع دارالکتب العلمیه(فی بیان فِرَق المرجئة شمار۴) آمده:                                                                                 عبدالله بن سعیدبن کلاب رییس فرقه ی کلابیه:

او که خواهرش از بزرگترین راهبه های عصر خویش بوده است وقتی عبدالله مسلمان میشود به دستور این خواهر ازمنطقه مسیحیان اخراج میشود وخواهر اجازه نمی دهد تا برادر به دیدارش آید زیرا او مایه ی ننگ خاندان به حساب می آمده است. بعد ازپادرمیانی بسیار آشنایان برای اجازه خواستن ملاقات با خواهر ، خواهر زیر بار نرفته واجازه ملاقات نمی دهد.اما برادر مُصرّانه خواستار ملاقات باخواهر بوده تا اینکه یک روز عبد الله بن سعید از دیوار همسایه ی خواهر بالا رفته تا از این راه وارد خانه ی خواهر شود. در همین حین خواهرش متوجه شده و فریاد می زند و سروصدا به راه می اندازد تا از این کار برادر جلوگیری کند.

برادر به او میگوید: یک حرف میزنم گوش بده آنگاه هرکاری خواستی انجام بده. خواهرراضی میشود تا کلام برادر رابشنود. برادر میگوید:

إعلمی أنّی وَجدتُ هذاالاسلام ینتشرُ ویَزدادُ کل یوم ٍ ظهُوراً والنصرانیة ُ تضْمَحِلّ آثارها فوَضَعْتُ فصُولاً وعَلمْتُ مسائل ذکَرَها لهَا أوْدَعْتُها مَعنیَ النّصْرانیة وأسّسَها فی الإسْلام وشَوّشْتُ علیهم أصُولهم فلمّا سَمِعَتْ ذلک مِنْه طابَتْ نفسَها

ترجمه: بدان ای خواهرم که من دین اسلام رایافتم درحالی که هرروز بیشتر منتشر میشود وآثار دین نصرانیت هرروز بیشتر ازبین میرود. پس برای اسلام مسائلی را وضع کردم وبرای آنها ذکر کردم ودر واقع معنای نصرانیت رادرون دین اسلام به ودیعه گذاشتم و امر رابر مسلمانان مشوش ومشتبه ساختم. پس زمانی که خواهر این مطالب راشنید از او راضی شد.

ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء در شرح حال ابن کلاب بااشاره به این جریان ِ بالا این چنین مینویسد:

إنّه ُإبْتَدَعَ مَا إبْتدَعَه لِیَدُسّ دینَ النّصَاری فی مِلّتِنا وإنّه أرْضی أخْته بذلک .                                                                 

سیراعلام جلد۱۱ صفحه۱۷۵        

ترجمه: ابن کلاب بدعت گذاری کرد تا دین نصاری را در دین ما وارد کند واو بااین کار٬ خواهرش راازخود٬راضی کرد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه دانشمند فوق العاده معتبر ومتعصب اهل سنت در کتاب منهاج السنة خویش با اشاره به این جریان چنین مینویسد: 

اَخَذ هذهِ الحِکایَة بَعْضُ السّالِمیّة وبَعْضُ اَهْل الحَدیثِ والسُنّةِ یَذمّ بها ابنَ کلاب                                                                       

منهاج السنة جلد اول صفحه ۲۳۷ طبع بیروت 

ترجمه:این حکایت را بعضی از سالمیه و بعضی از اهل سنت وحدیث نقل کرده وبا این ٬ابن کلاب را ذم کرده اند.

بهتر است کمی صحیح بخاری را ورق بزنید سپس توراتی را ولو تحریف شده مشاهده نمایید خواهیددید بسیاری از مواردِ شباهت در آنها وجوددارد. همچنین تأییداتی را که بخاری نسبت به یهود آورده است همه وهمه دالّ بر تأثیر شدید این استاد بر این شاگرد است .

در حقیقت صحیح بخاری جلوه گاه انظار وعقاید یهود است ودرآن دستان خبیث و آلوده مزخرفات ویاوه گویی های یهود مشاهده میشود.

                                                          تابعد....             


 
 
شماره ۱
نویسنده : محمدحسین - ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۳
 

سلام

من تصمیم گرفتم که بحثی را شروع کنم و در اطراف اون بحث مقداری باهم صحبت کنیم.

من می خواهم درباره سنت پیامبر صحبت کنم .

من خودم را موظف می دانم که یک سری اطلاعاتی را که در تحقیقاتم به آنها رسیدم وبرای خودم جالب بوده از باب این که هر کسی که کتمان علمی را که دارد بکند از طرف خدا ملعون است٬ به شما بگویم.

لابلای بحثم هم می خواهم درباره بعضی از مذاهب اسلامی(مذهب حنفی - مذهب مالکی - مذهب شافعی و مذهب حنبلی ) و درباره محمدبن اسماعیل که صاحب کتاب صحیح بخاری هست و لقبش ٬ امیرالمومنین ِ در حدیث است صحبت کنم چون ایشان راس روسای اهل تسنن است و کتابش هم تالی تلو قرآن شده اما با این فرق که من می خواهم بخاری را آن طوری که هست به شما معرفی کنم.

البته باید بدانید که من نه متعصب هستم و نه می خواهم جدل کنم و نه بین مسلمانها اختلاف بیندازم. فقط می خواهم  بحث علمی کنم و خوشحال هم می شوم که شما هم اطلاعاتی را که دارید به من بدهید و برای من بفرستید ونظرات خودتان را هم در قسمت نظرات بنویسید.

                                                                                               تابعد....